X
تبلیغات
کامران و هومن - عکس های کامران و هومن .

زنـ ـدگى رقـــص واژگان است:

 
یکی به جرم تــفاوت تنهاست، یکی به جرم تــنهایى متفاوت!


نویسنده : نگار
بیست تمپ

نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم...

اما

ایـــــــــــــن روزها...

به لطـــــــــــفِ تــــــــــو...

انـــتظــــــار را دیـــــــــــدنی میکـــــِـــــــشـَـم....!!!!



نویسنده : نگار
بیست تمپ

مرا در آغوش بگیر



سرم را روی شانه ات / بگذار / همه بدانند



حالا همه چیز زیر سر من است !




نویسنده : نگار
بیست تمپ

آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد ..

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای
 



نویسنده : نگار
بیست تمپ

 



نویسنده : نگار
بیست تمپ
من که خوب می دانم

بادبادک بی تاب تمام ترانه ها

همیشه بر پشت بام خلوت خاطره های تو می افتد

دیگر چه فرق می کند که بدانم

باد از کدام طرف می وزد


نویسنده : نگار
بیست تمپ

خدایا ...

یارم باش

قرارم باش

جهان تاریکی محض است

 کنارم باش...

چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن

 وقتی جماعت
 خودش هزار رنگ است


نویسنده : نگار
بیست تمپ
از همتون می خوام که در سایت جديد ما که آدرسش همان عنوان


مطلب می باشد عضو بشید و اخبار و مطالب تونو به نمایش بذارید .

ممنون میشم اگه همکاری کنید.
با تشكر


نویسنده : نگار
بیست تمپ

چون تصویری ازت نداشتم

به ذهنم گفتم تو را نقاشی کند!

ابتدا حریری کشید نازک

گفتم کم است

محبت بهش اضافه کرد

گفتم بازم...

مهر هم کشید!

و حالا تو چون انگاره ای حریر از محبت و مهربانی

در قلبم حک شده ای!!!

و همیشه همراهمی

همراه...!



نویسنده : نگار
بیست تمپ




نویسنده : نگار
بیست تمپ
درباره سایت
تصویر وبلاگ

اگه کامران رو دوست داری حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی

_____________________

گاهی فکر می کنم زندگی یک پل است. یک پل بین تولد و ابدیت .....
در برابر دیار ناشناخته ی قبل از تولد و دنیای نا مفهوم و تاریک مرگ همه ی هستی؛ زندگی قابل لمس ما آدمها تنها یک لحظه است. برای یک لحظه روی پل زندگی قرار می گیریم؛ بازی می کنیم, می خندیم شیطنت می کنیم, عاشق می شویم... شکست می خوریم, پیروز می شویم؛ و بعد غم در دامانمان می نشیند... و سر انجام پیر و خمیده؛ با کوله باری از آرزوهای فرو ريخته از پل می گذریم و در ابدیت محو می شویم....

آرشیو سایت
امکانات